خرید بک لینک
گاهی وقتها دلم می خواهد بعد از یک جلسه سخت درمانی، ساعتی بدون اینکه مراجعی ببینم، در سکوت استراحت کنم ...

دلم برای لحظات ساده درمانگران می سوزد ...

درمانگرانی که این روزها از همه طرف تحت فشار قرار می گیرند ...

و به این فکر می کنم که شاید هزینه های گزافی که پرچمداران آی اس آی و نوبل از مراجع طلب می کنند برای بعضی از مراجعان یک نوع درمان محسوب می شود ...

درمانی که در توان هر درمانگری نیست ...

گاهی وقتها هم دلم می خواهد بعد از یک روز کار سخت، یک نفر بگوید خسته نباشی ! شانه های من محکم هستند ...

و گاهی هم دوست دارم یک نفر باشد که فقط برای حرفهای من باشد ...

مثل پروانه ای نشسته بر روی برگهای کاکتوس خاردار ...

فکر کنم خیلی چیزهای عجیب و غریبی هوس کرده ام !

می دانم همه این توهمات و خیال پردازی ها از خستگیست ...

مادرم همیشه وقتی دردهای کودکی ام را ناله می کردم می گفت « بخوابی خوب می شی » ...

من اما سالهاست خوابم نمی برد ... حتی وقتی خودم را به خوابی می زنم ...

با شما هستم ...

شمایی که نوشته هام را می خونی !

من این صبر را مدیون لبخندتم

http://sedajo.ir/?a=posts&b=1602#

برچسب: خیال پردازی های عاشقانه,خیال پردازی های کودک,خیال پردازی های من, نویسنده: شیدا حسین‌پور تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 6:37

صفحه بندی