اولین سفر او به خانه درمانی...
او بعد از یک روز درمان تقریبا فشرده به شهر خود رفت. و در بخشی از نوشته هایش این جملات ادبی از ذهنش تراوش کرده بود
"دیشب توی اتوبوس در حالت خواب و بیداری این ابیات از مولانا به ذهنم اومد
لیک شمع عشق چون آن شمع نیست
روشن اندر روشن اندر روشنیست
او به عکس شمع های آتشییت
می نماید آتش و جمله خوشیست
مسیر درمان با وجود تمام سختی ها و مقاومت های ذهنی مثل همچین شمعی می مونه.
هر تمرین جدیدی که بهم داده میشه، هر چالش جدید، پیش خودم میگم وااای این تمرین چه سخته، نمیتونم!!
ولی وقتی در مسیرش قرار میگیری و ممارست میکنی میبینی که می نماید آتش و جمله خوشیست!! "
برچسب:
نویسنده: شیدا حسینپور