دستنوشته ها - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 6:38
آدمهای تاثیر گذار - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 6:38
ما یکی از نخستین خانوادههایی در شهرمان بودیم که صاحب تلفن شدیم. آنموقع من 9-8 ساله بودم. یادم میآید که قاب برّاقی داشت و به دیوار نصب شده بود و گوشیاش به پهلوی قاب آویزان بود. من قداّم به تلفن نمیرسید اما همیشه وقتی مادرم با تلفن صحبت میکرد با شیفتگی به حرفهایش گوش میکردم. بعد من پی بردم که یک جایی ...
خیال پردازی های یک درمانگر - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 6:37
گاهی وقتها دلم می خواهد بعد از یک جلسه سخت درمانی، ساعتی بدون اینکه مراجعی ببینم، در سکوت استراحت کنم ... دلم برای لحظات ساده درمانگران می سوزد ... درمانگرانی که این روزها از همه طرف تحت فشار قرار می گیرند ... و به این فکر می کنم که شاید هزینه های گزافی که پرچمداران آی اس آی و نوبل از مراجع طلب می ک...
مرگ کاغذی - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 6:37
بعضی وقتها دلم برای بعضی مراجعانم تنگ میشه طاها یکی از اون شیطونهای جنتلمنه وقتی از در وارد میشه حتما باید دست بده و یه سلام که می کنه از لحن صداش معلومه که امروز قصه های جدیدی برای گفتن داره ... یه پسر بچه هفت ساله که با چند جلسه خیلی زود بخشی از ذهن من را از آن خودش کرد! یک هفته ای هست نددیدمش ......

برچسب‌های مرتبط

همسخن چت | همسخن دوستیابی | همسخن اینترنتی | همسخن سایت | همسخن زندگی اینترنتی | همسخن دات كام | همسخن ورود | سايت همسخن | دوستيابي همسخن | همسخن دات کام